تبليغاتX
پارمیدا
دیشب اسم یه وب لاگ من متوجه خودش کردوباعث شدبرم ویه نگاهی
 
بهش بندازم.اسمش بود این خدا کیه؟چه شکلیه؟چه رنگیه؟خوب این سوال
 
من بارها از خودم پرسیده بودم و شاید جواب قانع کننده ای براش پیدا کردم
 
یا حداقل خودم رو راضی کردم.وقتی متن رو خوندم فهمیدم یه پسری به
 
اسم آرش میگه من به خدا اعتقادی ندارم!یه ستاره ی پنج پر هم اون
 
گوشه گذاشته.(راستی آرش یادم نبود بهت بگم که من قبلا شنیده بودم و
 
حتی تو کتاب دکتر فاوست هم خونده بودم که این ستاره ی پنج پر از ورود
 
شیطان جلوگیری میکنه.توکتابم اگه اشتباه نکنم اسمش بودعالم اکبرحتی
 
اگه دیده باشی روسنگ شرف شمس هم که سنگی مقدس هست این
 
ستاره رو کنار دعایی که مینویسن میکشن.حالا شما.تو که نه ولی خوب
 
شیطان پرستان یا به قول خودت هوی متال به این چی میگین نمیدونم.)
 
خوب بگذریم.من یه کم که با خودم رفتم تو فکر گفتم شاید این مشکل
 
محیط و جامعه و نوع آموزش باشه که آدما رو یا به خدا نمی رسونه یا اگر
 
هم به قول خودشون برسونه به باور نمی رسونه.ما با چهار روش میتونیم
 
وجود خدا رو اثبات کنیم.البته شاید بیشتر باشه ولی خوب این راهها تجربه
 
شده و مطمئن هست.یکی فقه.دومی فلسفه.سومی کلام و چهارمی
 
عرفان.که البته تمام این راهها بی خطر هم نیست.در فقه همون جور که
 
میدونید صحبت از خدایی میشه که از ما آدما نماز و روزه و غسل و خمس
 
و.....میخواد.اگر راست بگی و راست بری میبرتت بهشت.اگر هم دروغ بگی
 
و چپ بری یه راست رفتی جهنم.ترس از گناه زندگیت داغون میکنه.وقتی
 
هم که صحبت ازخدای فلاسفه میشه صحبت واجب الوجودوغایت الغایات
 
و اسطقس اسطقس ها میاد وسط که آدم سرگیجه می گیره و به همون
 
خدای فقهی راضی میشه(البته بگم من عاشق فلسفه هستم و اگررشته
 
ام ادبیات نبود احتمال اینکه فلسفه میشد زیاد بود.)و در کلام که فرق
 
چندانی با فلسفه نداره همش به یه سری استدلال و دفاعیه بر میخوری که
 
اگر زمینه ای نداشته باشی بازم به جایی نمیرسی.و اما عرفان.وقتی از یه
 
عارف بپرسی خداچیه؟کجاست؟میگه خداتویی.تودل توست.خدای عرفان
 
همون خودتی.وقتی دیگه منی نباشه تو وخدا نداره.هردو یکی
 
هستین.واحد.فقط کافیه از همه چیز رها بشی.جدا از محبوبیت و جذابیت
 
عرفان باید گفت که عرفان هم همه رو به خدا نرسونده.و به قول دکتر
 
شریعتی عرفان فرد را به کمال و جامعه را به نابودی میکشد.
 
منم نمیخوام اینجا بحث کنم.فقط میخواستم بگم خدایی که ما از بچگی تو
 
کتاب سوم دبستان شناختیم همون خدای فقهاست.من نمیدونم و نمیتونم
 
نظر بدم .اصلا من کی هستم که بخوام نظر بدم.ولی خوب شاید ایراد کار
 
همین جا باشه.خدای فقهی خدای زیاد دلچسب و دلربا نیست.خدایی که
 
هم ستار هم غفار هم قهار هم جبار هست.
 
حالا شما بگید مشکل این آقا آرش از کجا آب میخوره؟
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط ریحانه | 
روزهایی هست

که اندیشه هایم

در پیله ی سرد و گرفته و تاریک خود گرفتارند

و هیچ چیز نمی بینند

در این هنگام

آنها را می بینم

که از شاخه های خیس جنگل های خاکستری ذهنم

آویزان اند

اما روزهایی هست

که اندیشه هایم

تکان می خورند و می درخشند

و پرواز می کنند

مانند هر چیز رها و آزاد

بال هایشان که به هم می خورد

دست میکشم

و بر موهایم غباری از طلا میابم

                                          

                                       کارل ویلسون بیکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط ریحانه |